دیشب بچه رو کردیم تو کوله پشتی و سوار موتور شدیم بردیمش بیمارستان حیوانات، نِرساش 4 تا مهردادِ مامان و مهردادِ بابا بهش گفتن و واکسنشو زدن و قرص ضد انگلشم دادن بهش و 700 کارت کشیدیم اومدیم بیرون 😐😂
سوژه خنده پرسنل شده بودیم :)))
پذیرش پرسید اسمش چیه؟ گفتم مهرداد. 3 بار بعدش با تاکید پرسید مهردادددد؟؟؟ بغل دستیش گف اره دیگه :|
موقع ویزیت نرس اومد گف پسرِ مامانننن، گفتم دختره 😂 میگن چرا همچین حرکتی زدین اخه حداقل میذاشتین مهرنازی چیزی :)) گفتم اخه شبیه داییمه، داییم مهرداده.
دکتره ازم قول گرفت از واکنش داییم، موقع فهمیدن اسم بچم فیلم بگیرم بهش نشون بدم 🤣
+ برا خودم مینویسم یادم نره
++ قرص ضد انگلش رو گف دو هفته دیگه بدیم "یک هشتم" 16 شهریور
واکسن بعدیش هم ماه دیگه، دوم مهر.
___________
گفتن بعد از واکسن تا 24 ساعت بیحال و بی اشتهاس، از در خونه آوردیمش داخل رفت با توپش فوتبال بازی کرد، الانم داره تو اتاق اکسسوریای منو شکار میکنه :)))
____________
بیتربیت، چشمش به پسرا میفته خیلی شارژ میشه 😒😂
فرفری و دخترخاله کول اومده بودن، همش دور و بر فرفری بود.
هفته بعدش دوستم و دوسپسرش اومده بودن، همش دور و بر پسره بود.
دیشب داداشم اومده بود، با وجود واکسن و استرسش، از سر و کول داداشم میرفت بالا :|
هربارم میخواد بخوابه میره بغل کول، درحالی که ما دوتا کنار هم نشستیم یا دراز کشیدیم :/ 😒