1492 در امتداد خودستایی

دیروز قرمه سبزی بود ناهار، دیشب از فرفری پرسیدم ناهار فردا رو قیمه درست کنم یا شویدپلو و ماهی؟

گف یه سوال! چون من مهمونم این همه غذای سنگین درست میکنین؟

بعد از این سوالش به فکر فرو رفتم و دیدم بهههههه 😂 من نمیدونستم غذاهایی که درست میکنم سنگین و مجلسیه :)))) روتین پخت و پزمون همیناس.

دوباره به خودم مفتخر شدم که با زندگی کارمندی و ساعت کاری زیاد، روتین زندگیمون دم دستی و ساده نیست ^^

+ یه مورد مفتخرانه دیگم بود الان یادم نمیاد :(

1491

خدایا من اگه تو زندگی کسی اضافه‌م، بی زحمت منو از زندگیش حذف کن.

سپاس بی کران.

1490

حمل برخودستایی نباشه 😂

# ادامه نوشته

1489

روزی که از این شرکت بزنم بیرون،

موشن حرفه ای شدم، انیمیشن میسازم، تصویربرداری یاد دارم، درامد فریلنسریم از حقوقم بیشتره، استراتژی رشد کار بلدم، مهارت نرم یاد دارم، مدرک ارشد گرافیکمو گرفتم و درنهایت موهامو با ماشین زدم 😒

1488

توی پینترست سرچ کردم sad sketch ، به جاش اینو بهم پیشنهاد داد :))

ترجمه شدش رو میذارم اینجا ^_^

1487

به مناسبت سالگرد استخدام شدنم تو این سیستم کذایی ^^ :)))

جایزمم امروز تدوین یه ویدئو فوق سسکی و جذاب بود (انقلاب کردم)

1486

یکی از وبلاگایی که خیلی با علاقه دنبالش می‌کردم، نویسندش تاثیر بزرگی تو انتخابای دوره 20 تا 22 سالگیم داشت و حتا زبان فرانسه خوندن رو هم با الگو از اون شروع کردم.

این دوستم رابطه عاطفیش درگیر یه چرخه معیوب شده بود و یهو تصمیم گرفت وبلاگشو حذف کنه و دیگه ننویسه.

بعدا لابه لا حرفاش گفته بود که خجالت میکشید من پستاشو بخونم :))

برام جالب بود، آدمی که برای من شخصیت با ارزش و قشنگی داشت و من خودمو در مقایسه باهاش خفیف می‌دونستم ، از اینکه من یا بقیه ببینیم که با آگاهی کاملش از اشتباه بودنش،اما با کمال میل تن به خواسته های دلش می‌داد، خجالت می‌کشه.

با وجود اینکه رابطه نداریم و صرفن تو اینستا دنبالش میکنم ، هنوزم شخصیتش برام قشنگ و مهمه ^^