هرررچقدر از جذاب بودن هوا بگم کم گفتم :)

دیروز صبح انقد گرم بود که با صندل و مانتو شلوار تابستونی اومدم سرکار و عصر انقدر باد و طوفان و ابر بود که وقتی پیاده شدیم لباس مشکیامون سفید شده بود از حجم خاک :|

و به شدت سرد شده بود!

آخر شب رعد و برق میزد و بارون گرفت و صبح همه کوچه ها و درختا خیس بودن و هوا افتابی ^_^

حال و هوای اول مهر چجوریه ؟ الان تو اون موقعیتیم ^_^ به شدت خنک و تازه و سرزنده.

حیف این حس و حال که سرکار بگذرونی :))

تو این هوا باید گیتارو برداری بذاری تو ماشین بری دنبال دوستات و بیفتین تو جاده های پر پیچ و خم شمال و توی جنگل آتیش روشن کنین چایی بذارین و دورهمی "دلبر ناب دلم" رو بخونین و سگ لرز بزنین و حظِ زندگی رو ببرین

+ اعتراف میکنم اگه قرصای آرامبخشم نبود این حال خوبم نبود!