شعر موردعلاقش "توپ سفیدم" هست و از دیروز هربار که براش میخونیم خودشم همراهی میکنه و میخونتش :)) 🤎

تا پهلو قل میخوره و برمیگرده سرجاش . دکترش میگفت مهبد هم زود میشینه هم زود راه میفته. گفت بعد از تعطیلات عید میتونی غذا کمکی رو براش شروع کنی :)

شبا معمولن از ساعت هشت میخوابه تا هشت صبح ، از همون اولم کمبود خواب نداشتم 🥳

تا نگاهش میکنی و باهاش صحبت میکنی هم غش میکنه از خنده :)

به پروتئین گاوی حساسیت داشت ، لبنیات و کیک و شیربنی هم از رژیم غذاییم حذف شد. میوه های فصل هم به‌درد نمیخورن و تا الان هرچی خریدیم ریختیم بيرون. صبح تا عصر که کول بیاد ناهار بخوریم میمیرم از ضعف 🥲

+ با مامانای کلاس یوگا دورهم جمع میشیم و یکیشون که یه سال ازم کوچیکتره یه بچه هفت ساله داره ، ازش پرسیدم بچه دوم رو میتونی مث بچه اول دوست داشته باشی ؟

میگه این رازو هیشکی بهتون نمیگه ولی بچه دوم خیلی شیرین تره 🫠

+ امروز دلگیر بودم لباس تنش کردم بردمش دور خونه چرخیدیم و برگشتیم . یخ کرده بود 🥲