سوای غم و غصه و اشکا و فشار روحی روانی که روی هممونه، فقط میخوام اینا رو بنویسم که حیف نشه.

پسرکم روزای آخر ماه دوم زندگیشو میگذرونه و سه روز دیگه سه ماهه میشه و قندتر از همیشه‌س 🫀

با صدای بلند به قربون صدقه‌هام میخنده و گل از گلش میشکفه 🫠

دراز که میکشه دستاشو میگیرم خودشو بلند میکنه و میخواد که پاشه 🥲

امروز به پهلو خوابونده بودمش، پاشدم ديدم قل خورده و با صورت تو مبله و تلاش میکنه خودشو از اون وضعيت راحت کنه :》

این‌که منو میشناسه و تو جمع غریبه با صدای من بغل بقیه آروم میشینه و بهم اعتماد داره قلبمو ذوب می‌کنه 🫠

پفک نمکی منه 🧡