1700
امروز از سمت آقای "بی" یک نامه طولانی فدایت شوم دریافت کردم.
کلا "بی" عادت داره هرچند وقت یه بار چه حضوری و چه پیامی، چه توی جمع و چه توی خفا، از هممون تقدیر و تشکر کنه و گوجی بوجی شیم.
حالا این مهم نیست.
اول پیامش نوشته که "پیش از هر چیز از اینکه با دغدغه های فعلی ای که داری ، فشارهایی که روت هست...."
و از هزااااارنفر دریافت کردم این جملهی "فشار روته و هورمونات بهم ریخته و اذیت نکن خودتو...."
اما در واقعیت، هیچ موقعیتی از زندگیم، به اندازه الان، انقد بی دغدغه و ریلکس و راحت نبودم 😂
برخلاف خیلییییها ، مطمئنم احساساتی که تجربه میکنم کاملن از روی منطق هستن و هیچ هورمونی درش دخیل نیست (اینم خطاب به اونایی که میگفتن چون هورمونات بهم ریخته الان هرچی تو بگی همونه 😂)
اگه ناراحت شدم، حق داشتم و جاش بوده که ناراحت شم.
اگه تصمیمی گرفتم، کلی درموردش فکر کردم و سنجیدمش و انجامش دادم.
در آخر هم، دست تمام کساییو میبوسم که توی این 5 و نیم ماه جوری رفتار کردن که من از بابت موقعیتی که توشم ، نترسم و دلم گرم باشه ❤️😍 نصفش دست شماهاس که توی این صفحه همراهیم میکنین 😙