فردا عقدی داداشمه و خانوادمون یه چُسه بزرگتر شد :')

تو خواستگاری اولشون 8 ماهم بود و تو خواستگاری دوم مهبد 40 روزش بود :))))

یه فرصت برا تحقیق و فکر کردن خواستن، من زاییدم همون حین :)))))

+ برای 40 روزگیش بردمش آتلیه و عکساشو خیلی دوس دارم نانا شده

+ رژیم شیردهی گرفتم و بعد از مراسم (شهرستانه) میرم باشگاه ثبت نام میکنم.

+ هوا خیلیی قشنگه و چند روزه بارون میاد و امروز و آخر هفته قراره برفی باشه

+ با وجود بچه داری، خونه داری، تسک های روزانه کاریم، سریال دیدن و کتاب خوندن، حوصلم تو خونه سر میره و غروب جمعه‌م :(

+ حس میکنم تا آخر ماه سشوارمون بسوزه :)) صداهای سفید داخل گوشی اونقدری روش اثر نداره که آروم شه