1661
با شرکت خارجیه صحبت کردم و گفتم نمیتونم از سال جدید بیام :( و گفتم اگه امکان دورکاری بود درخدمتم وگرنه تا وقتی که نیروی حضوری پیدا کنین من کارا رو پیش میبرم.
پریروز اقا رعیسهی شرکت فعلی صدام کرد برم اتاقش. کلی صحبت و نصیحت که نرو، حقوقتو زیاد میکنم، هرچی بخوای هموار میکنم، با کسی مشکل داری بگو حلش کنم و...
یکی دوساعت بعدش خود دکتر (اصل مطلب) اومد طبقه پایین، ینی حتا صدامم نکرد من برم بالا :') خودش اومد گف بیا باهم حرف بزنیم. گف من نمیتونم بذارم تو بری :')
گفتم من دنبال یه کارم که ساعت کاریش کمتر باشه حقوقش بیشتر :))
ازم خواست یه تجدید نظر بکنم تو تصمیمم و منم به جفتشون گفتم بهم وقت بدین با کول مشورت کنم بهتون خبر میدم.
----
امشبم رفتم به اقا رعیسه گفتم میمونم، نمیرم. ولی شرط دارم.
شرطامو گفتم گف خیالت راحت همه رو درست میکنم. حقوقمم نجومی زیاد کرد :')
+ خلاصه اینجا که کار میکنم دیگه قرار نیست بشه اینجا که کار نمیکنم. همینجا کار میکنم.
+ اقا رعیسه رو به اسم "بی" بشناسین.