1548
تراپی که برم اولین موضوعی که مطرح میکنم اینه که میخوام اعتماد به نفسم شبیه اعتماد به نفس خانوم نه چندان لطیف بشه.
دختره سر ضبط برنامه ای که 15 تا دوربین داشت و صبح تا شب پشت دوربینا پاره شدیم، یه مموری گم کرد، به جاش از دوربین عکاس صحنه مموری برداشت. عکاسه گف چرااااا؟ من داشتم کار میکردم!!!
خانوم نه چندان لطیف برگشت با اعتماد به نفس کااااااامل گفت با کمبود مموری مواجهیم :/
متوجهی؟ اون مموری رو گم کرددددد و ماااا با کمبود مموری مواجهیم :////
بعد چکار کرد؟ برداشت همه اطلاعات توی اون اس دی کارت رو فرمت کرد و عملا کار چند روز اون عکاس بنده خدا دود شد رفت هوا.
بعد با مدیر برنامه هماهنگ کردن رعیس نفهمه.
من بودم حتا اگه رعیس اخراجم نمیکرد خودم استعفامو میدادم.
فقط دلم میخواد بدونم چجوری بزرگش کردن که همچین دل شیری داره؟ چرا من انقد استرسی و معذبم؟
+ [ چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۳ ] [ 14:44 ] [ ]
|