1542
اینجوری ام که اگه الان هر دوتا شغلمو از دست بدم، انگار یه باری از روی دوشم برداشته شده و آسوده و راحت میشم.
احساس میکنم همه چی اشتباهه، همه راهی که اومدم بیهودهس و تهش قرار نیس خوبی و خوشی باشه.
ترس تو دلمه، ابهام دارم، چیزی جز تاریکی و مه توی آینده نمیبینم.
انگار روحم کالبد اشتباهی برداشته، انگار تو صفِ انتخاب زندگی، بقیه ازم جلو زدن و جامو گرفتن، به منم بدردنخور ترین بدن و اسکین افتاده.
ترجیح میدادم الان 90 سالم میبود، پا درد داشتم و شبا که نوه هام بهم سر میزدن از خاطرات یخ حوض شکوندن و بشکه نفت جابه جا کردنم براشون تعریف میکردم.
اما روح 90 سالم تو بدن یه دختر 27 ساله که خارج از چهارچوب رفتار و عمل میکنه، گیر افتاده :(
+ استرس دارم
+ [ شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ ] [ 13:20 ] [ ]
|