1442
دیشب برا دخترخاله کول از صمیمیتم با داداش کول تعریف میکردم کهههه
قدیما تصویری زنگ میزدم به کول و داداشش گوشیو میگرفت ما با هم حرف میزدیم اما بعد از ازدواجش کلن عوض شد و به کول گفته بود به غنچه بگو حجابشو جلو من رعایت کنه خانومم حساسه :|
(بزنم رُب شه
)
اونم گف ارهههه منم قبلن خیلی باهاش حرف میزدم اما بعد ازدواجش موندم بعش بگم شوهرگوجه یا آقای شوهرگوجه
بعد در ادامه گفت ، اصلن یکی از دلایلی که از تو بیشتر خوشم اومد همین بود که روی کول همچین تاثیری نداشتی .
گفتم حتمن روز محضرم با خودت گفتی این دختره چه از دماغ فیل افتاده ازش خوشم نمیاد . گف اره دقیقن :| :دی
+ اون روزم همکار سابقم میگف کاش اوایل خودتو نمیگرفتی باهات زودتر صمیمی میشدم :|
+ کاش قیافم انقد خودشو نگیره :))
+ [ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:59 ] [ ]
|