برخلاف خیلیا که منتظرن آخر هفته شه و بتونن پلن پارتی و تفریح بچینن ، من دلم میخواد آخرهفته شه که بتونم بیشتر بخوابم و استراحت کنم و آخرهفته هایی که خونه نیستم احساس میکنم روزم حروم شده و خستگی کل هفته تو تنم میمونه :/

دیشب مهمون داشتیم ، دخترخاله و پسردایی کول باهم اومدن و این سومین باری بود که کسی میاد خونمون و حالش بد میشه :(

قالی هم برای بار سوم شستیم ! انقد که بلا سرش اومد این مدت ، دلم میخواد وانت بگیرم ببرم بذارم در مغازشون بگم قسمتش نیست مال ما باشه بگیرینش .. :)

+ پرده هارم نصب کردیم ، قربون قد و بالای بچم . راحتمون کرد خونه کامل شد به جز قسمتی که مبلمان نداره :)) اونم تا وامو بدن اوضاع همینه.

امروز رو مود اینم که یه کتاب بخونم ، یه رمان با هر ژانری ^_^

یا یه پادکست جذاب گوش کنم..