میگم بیام بیرون ، برم خونه قلمو و غلتکمو بردارم دیوارا رو رنگ کنم زودتر بریم خونمون،
ژورنالمو بردارم برنامه بنویسم، دوره هایی که دوس دارمو شرکت کنم ، آنلاین شاپمو راه بندازم و فریلنسری کار کنم. وقت اضافه بیارم زبان بخونم ، نقاشی بکشم و...

اما همش میگم نه غنچه اینا خیلی آسونه، این دم دستی ترین کاریه که بخوای انجام بدی ، تو لازمه که بمونی و طاقت بیاری و تهش خوشه ، بذار جا پاتو سفت کنی ، بذار کاراموزیت تموم شه .

احساسات صفر و صدیم داره با یه روند فرسایشی مغزم و روحمو شکنجه میده..

+ درد شونم رسیده به بازوم و از اون طرف گردن و اون یکی شونه :)