24 تیر شد و هنوز حقوق خردادو نگرفتم :')

خونه رو که خالی کرد رفتیم دیدیم کوچیکتر از روزاییه که رفتیم بازدید و مستاجر توش بود :/

و اینکه دو تا دیوارش کلن در و پنجرست و از آپارتمانای دوتا کوچه اونورتر هم دید داره به داخل

بنده خدایی که قبل از ما اینجا زندگی میکرد ، خسته نباشه ، جای سالم نذاشته رو در دیوارا :|
خونه کثیفه و از دیروز با کول ، دو نفره داریم گچایی که ریخته رو میکَنیم و سمباده میکشیم و بتونه کاری و رنگ زدن و این حرفا ، ولی فقط یه اتاق 9 متری رو تونستیم تموم کنیم

انقد این مدت فشارای عصبیمونو سر همدیگه خالی کردیم ، دیشب بهش میگم "هرجا جوش آوردی ، قبل از اینکه به من بپری، با خودت بگو این دختر ارزش اینهمه سختی کشیدنو داره ، من حتا حاضرم ازین بیشترم براش سختی بکشم "

از دیشب آروم گرفتیم :)))