1415
24 تیر شد و هنوز حقوق خردادو نگرفتم :')
خونه رو که خالی کرد رفتیم دیدیم کوچیکتر از روزاییه که رفتیم بازدید و مستاجر توش بود :/
و اینکه دو تا دیوارش کلن در و پنجرست و از آپارتمانای دوتا کوچه اونورتر هم دید داره به داخل ![]()
بنده خدایی که قبل از ما اینجا زندگی میکرد ، خسته نباشه ، جای سالم نذاشته رو در دیوارا :|
خونه کثیفه و از دیروز با کول ، دو نفره داریم گچایی که ریخته رو میکَنیم و سمباده میکشیم و بتونه کاری و رنگ زدن و این حرفا ، ولی فقط یه اتاق 9 متری رو تونستیم تموم کنیم
انقد این مدت فشارای عصبیمونو سر همدیگه خالی کردیم ، دیشب بهش میگم "هرجا جوش آوردی ، قبل از اینکه به من بپری، با خودت بگو این دختر ارزش اینهمه سختی کشیدنو داره ، من حتا حاضرم ازین بیشترم براش سختی بکشم
"
از دیشب آروم گرفتیم :)))
+ [ شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ ] [ 8:47 ] [ ]
|