1410
یکی دو هفته پیش یکی از دوستام تحویل پروژه داشت و شب اومد پیشم تا ساعت 12 کمکش میکردم ،
از همون شب کمبود خواب دارم هنوز جبران نشده ![]()
خونه مامانبزرگم دست ما بود این چن روز ، مامان دیشب زنگ زد که مادربزرگمو از بیمارستان مرخص کردن و فردا برمیگردن خونه ، من و کول هم شبونه شستیم و رُفتیم و تمیز کردیم و خونه مرتب شد. فقط خواستم بگم آفرین به این تربیت !
تو کل زندگیم هیچ مردی رو ندیدم که بیاد خونه مامان بزرگ خانومشو گردگیری و جارو کنه :)
راستشو بگم عصن مردی ندیدم که این کارا رو بکنه.
فقط دیشب خیلییی احساس قدردانی داشتم که این بشر نسیب من شده ![]()
+ هنو کلیدو ندادن بهمون ![]()
+ [ سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ ] [ 8:59 ] [ ]
|