1387
دیشب رفته بودم پیش یکی از دوستام که کمکش کنم چون امروز تحویل پروژه داشت.
آخرای کارمون همش سرش تو گوشیش بود هی براش پیام میومد،
یه بار بهش گفتم کار کنننن، گف صبر کن داره دعوا میشه 😂
دیگه هیچی نگفتم. آخرشب که کارمون تقریبا تموم شده بود، گفت غنچه تو خیلی آدم نافضولی هستی. گفتم چرا؟ گفت اگه قلمبه به جای تو اینجا بود منو پاره میکرد که چرا دعوا؟ چیشده؟ براچی ؟ چیشد؟ تعریف کن و.. ولی تو هیچی نگفتی :)))
بعد برگشت سمت کول گفت قدرشو بدون خیلی نافضوله :))))
+ [ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:31 ] [ ]
|