1374
سری آخر که میخواستم برم خونه مامانم، یکساعت شرکت زودتر تعطیل شد.
خوشحال و خندان به سمت ترمینال حرکت کردم و بلیط خریدم. ولی انقد اذیت شدم که تمام مسیر داشتم سر کول غر میزدم که من دیگه تا ماشین نخرم هیچ قبرستونی نمیرم :))
چرا اذیت شدم؟ چون اتوبوسی که قرار بود منو ببره جام گذاشت :|
من بلیط داشتم و یکساعتم توی جایگاه وایساده بودم :| بعد مسئولشو پیدا کردم و منو برد سوار یه اتوبوس دیگه کرد. خلاصه مسیر 2 ساعت و نیم الی 3 ساعته رو 6 ساعته اومدم :/
+ دلم میخواد استعفا بدم و یه مدت تو خونع بشینم و هیچکاری نکنم و تن لش بازی دربیارم و بخورم و بخوابم 🥹 ولی زندگی با فامیل سخته. مجبورم تا وقتی میرم خونه خودم، محل کارمو تحمل کنم.
+ 45 روز مونده فقط :')
+ [ دوشنبه یکم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 10:35 ] [ ]
|