غنچه

1247

دارم‌ کار‌ میکنم و منتظرم هوش مصنوعی‌جان جنریتش تموم شه ببرم بندازم توی پریمیر و تدوینش کنم

کار می‌کنم حالم بهتره، عمیقن دوست دارم برگردم شرکت و پشت میزم بشینم و از استرس اینکه الان بچم چطوره و داره چکار میکنه و کسی بهش آسیب نرسونه ، تند تند تسکامو برسونم و برگردم پیشش

واقعن کمک لازم دارم!

+ وقتایی که خسته و بی حوصله و جنازم ، مینشونمش جلوم و باهاش کلاغ پر ! گنجشک پر بازی میکنم.

دیروز وقتی میخوندم "مهبد که پر نداره خودش خبر نداره" شروع کرد دست زدن نمیدونه باید کف دستاشو بزنه بهم ، میزنه پشت دستش و ذوق میکنه :)))

یه چسه غر هم بزنم.

از آدمایی که بچمو صاحب میشن، حرصم میگیره[شدیدتر] :)))

اشاره‌ هم نمیکنم که خواهر و مادر کیه :)))

+   یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ 10:52  |