غنچه

1246

این بچه رو یادتونه؟

الان یکسال و هشت ماهشه :)) این عکس برای پارساله. الان موهاش سفید شده (نمیدونم چرا)

تابستون‌ پارسال خیلی مو میریخت، کچلش کردیم، بعدش زایمان کردم و افسردگی گرفت :))

قبل مهبد ما هرروز صبح به صبح باهم :گرگم به زیر تخت" بازی میکردیم و من قایم‌میشدم میومد پخ‌ میکرد ، یا من دنبالش میکردم و برام فیگور دعوا میگرفت :))

بعدش دیگه درگیر مهبد و کولیک و رفلاکس و مرگ و میر و اینا شدیم به کل از این بچه غافل شدیم.

اسفند هم عقیمش کردیم . به زندگی برگشت.

یه دور گذاشتمش برای واگذاری و آدمایی که پیام‌میدادن انقدر ترسناک و غیرقابل اعتماد بودن، تصمیم گرفتم یه مدت دیگم نگهش دارم.

بعدش مهبد بزرگ شد و الان عشق میکنه هربار میبینتش :) 🥰

دیگه قراره باهم بزرگ شن.

+ متاسفانه دیر جنبیدیم و سر اسمش به توافق نرسیدیم، از همون اول "گربه" صداش کردیم. الان طفلی فک‌میکنه گربه اسمشه.

البته من " garbage " و " پیش پیش" و " سوسیس بندری مامان" هم صداش میکنم و واکنش نشون‌میده :)))


#پخمه
+   چهارشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۵ 9:10  |