1480
با اتفاق امروز حسم اینطوری بود که ماهکم ،ورای ذهنم مچاله شده یه گوشه و از ترس تو تاریکی و تنهایی زانوهاشو بغل کرده و داره میلرزه و اشک میریزه ![]()
دلم خواست برم بغلش کنم ببرمش بیرون براش بستنی بخرم، اشکاشو پاک کنم دستشو بگیرم بگم خودم مواظبتم ..
بیارمش خونه موهاشو شونه کنم و با این کش کوچولوهام خرگوشی ببندمشون. لباس صورتی با طرح گربه اسکیت سوارش با شورتک جین مشکیش با یه جوراب ساق بلند و کفشای کوچیک سفیدشو پاش کنم. بریم بیرون براش بادکنک بخرم و ببرمش پارک بازی کنه ![]()
#ماهک
+ شنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۳ 12:21
|